تبليغاتX
صفحهء شخصی احسان پوراسد

یاد آفتاب

"آفتاب پنهانی"

 طلوع می کند آن آفتاب پنهانی

ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می پرد،نشانه‌ی چیست؟

شنیده ام که می‌آید کسی به مهمانی

کسی که سبزتر از هزار بار بهار

کسی شگفت کسی آن چنان که می دانی

 

                                                 ((زنده یاد قیصر امین پور ))

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 18:50 توسط احسان پوراسد |

چی بگم؟!چی بنویسم؟ ؟!میلاد حضرت......!!..ولادت امام سجاد(ع) مبارک

امشب خیلی فکر کردم تا مثل همیشه و مناسبتهای گذشته یه مطلبی رو بنویسم تا در وبلاگ بذارم،

اما هر چی فکر کردم تا کلمات رو جفت و جور کنم وچیزی روی کاغذ بریزم تا نهایتاً تو وبلاگ قرار بدم نشد که نشد،نمیدونم چرا؟نمیدونم از کجا آب میخوره که نتونستم چیزی برای امام سجاد علیه السلام بنویسم.

اما

فکر میکنم که علتش اینکه امام سجاد علیه السلام زینت عبادت کنندگان خداست ؛یعنی اونهایی که خدا رو به معنای واقعی عبادت میکنن زینتشون امام علی بن حسین علیهم صلوات الله ه   و من هنوز عبادت خدا رو اونجوری  که باید انجام ندادم تا زینتی همچون امام زین العابدین  علیه السلام داشته باشم پس نمیتونم چیزی در مورد ایشون هم بنویسم چون هنوز الف بای عبادت رو نشناختم چه برسه به زینتاش.

نیتجیه گرفتم که امشب فقط ازش بخوام که برام دعا کنه تا حق عبادت خدا رو بشناسم اونوقته که خودش کلمات رو تو ذهنم زینت میده.

عبادت!!!!!!!!!!

سجاده برای دیدن تو لحظه شماری میکنه

منتظره که فرش قرمز تو برای حضور سبزت تو درگاه خدا بشه پس خودشو پهن میکنه

لحظه به لحظه منتظر حضور توست؛ملائک تا پیش خدا خدمت تو رو میکنن

غم سینه ی تو حکایت عطش دارد و زنجیر اسارت.(بعد از نوشتن کلمات اول به ذهنم رسید)یا حق

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 1:10 توسط احسان پوراسد |

 

مدینه منتظر است،ادب کرده و انتظار می کشد تا دست ادب بر سینه بگذارد و سلام کند

سلام،منتظر نامی است، گرچه خود نامی است از نامهای خدا

اما

دلش میخواهد او نیز بی مقدمه سلام کند به مظهر عظمت خدا تا باشد که سلامی با عظمت در تاریخ به گل روی آستان ادب ووفا داشته باشد و ادب نیز احساس میکند که باید در کنارش باشد تا ادب شود.

خلاصه ادب و وفا و سلام هر سه منتظر چهارمین لحظه ماه هستند

روز اول سلام،روز دوم وفا،روز سوم ادب و نهایت روز چهارم ادب و وفاداری به دنیا سلام میکند

او آمد ؛علی علیه السلام نفس میکشد ،نفسی از اعماق جان به نشانه ی اعتماد و آسودگی  خاطر

یعنی ؛یا عباس! خاطرم از حضورت در کناری آسوده شد

خاطر علی علیه السلام  آرام گشت

اما

هر چه احساس و وفا بود به یکباره بر عهده ی عباس گذاشت تا احساس وفاداری کند به او که هر چه هست از عشق اوست و اوست که عشق عباس است

پس سلام کرد بر حسین علیه السلام ،سلامی که علامت وفاداری بود

آمد قدم به قدم ،لحظه به لحظه خود را به فرات عشق نزدیک کرد تا نگذارد که آب از آب در دل دریا تکان بخورد ،هر چند که آب آبرویش نخرید و برسم وفا ،وفا نکرد

اما

او آبرو داشت و آب روی آب ریخت تا به آب آبرو دهد درس ادب

وقتی او آمد زینب (س) اشکهایش را پاک کرد و می خندید  اخر او عباس است

او آمد امان سپاه حسین شد

او امان نامه نمی خواهد ،خود امان نامه می دهد

چه نیاز به امان نامه است ؟!

پس صبر زینب (س) و وفای عباس دست ادب بر سینه گذاشتند وبر حسین علیه السلام

سلام کردند

وقتی عباس حضورش فضای خانه علی علیه السلام را معطر کرد و عطر گل یاس را به چها گوشه ی خانه رساند ،امنیت برقرار شد و همه از شوق به یکباره و ناگهان گفنتد:یا اب الفضل ؛یعنی که دلهایمان آرام شد.

آمدنت دل دریا و چشم صحرا را به صبر و وفا داری فراخواند  تا دیگر کسی فکر آب نکند

تا کسی خواب شیر دادن به شش ماهه خوابش را بر هم نزند

چون

عموهست و آبرو دارد ، آب خودش را  میرساند

...

میلاد تو ولادت اشک است و لبخند

از تو گفتن حکایت آب است و تشنگی

از تو حرف زدن جرات میخواهد و ادب

تو معنای عشقی که در فرات رخ نمایان می کند

ماه تو را در آب ملاقات میکند

به تو فکر کردن نیاز مبرم به سلام دارد سلام بر حسین که این است اذن دخول حرمت.

 تو قمر منیر بنی هاشمي پس بتاب که دل اهل حرم به برق علم تو خوش است

ای علمدار حسین 

آبرویم ده...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 1:3 توسط احسان پوراسد |

حسین (ع) آمد

کار دنیا تمام است؛عالم به دنیا آمد

زمین سکوت می کند ،آسمان نفس در سینه حبس

خورشید معطل است ،ماه به دنبال پوشش میگردد

پادشاهان منتظر و سرگردانند،سلاطین مُلک  واگذار میکنند

...

سه لحظه از لحظات ماهی گذشته است

لحظه اول نه،فقط خبر می دهد

لحظه دوم نه،فقط منتظر است

لحظه سوم همین ،همین روز آمدن است

لحظه لحظه اش لحظه ایست

لحظه ی آمدن

او آمد؛زمین در حبس ابد شد

دوست آمد؛آسمان بی نفس شد

یار آمد؛ستاره بی ثمر شد

عشق آمد،ماه رنگ باخت؛بی نور شد

حسین علیه السلام آمد ،زمین،آسمان،ستارگان،ماه را آبرو شد

خورشید آسمانها و زمین ؛ماه شعبان حسین  علیه السلام

سه روز است که ماه منتظر اوست تا بیاید و ماه عالم باشد

از روز سوم به بعد...

خورشید و ماه و ستارگان و این و آن ؛یعنی هر چی بغیر او به دنبال کار میگردند؛

کار عالم با حسین علیه السلام است

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 13:54 توسط احسان پوراسد |