طبری در جای دیگری از تاریخش نقل میکند: وقتی آن حضرت برای تبلیغ اسلام با سران قبیله بنیعامر تماس گرفت، یکی از آنان حمایتخود را از وی اعلام نمود و افزود: هرگاه خداوند تو را بر مخالفان پیروز ساخت، آیا موضوع زمامداری مسلمانان پس از شما به ما واگذار میگردد؟ پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «الامر الی الله، یضعه حیثیشاء; موضوع خلافت، مربوط به خدا است [و از اختیار من بیرون است]، خدا هر فردی را انتخاب کند، امامتبه او محول میگردد.» (3)
پیامبر اسلام با این گونه سخنان صریح و بسیار روشن خود زمینهسازی نموده و اذهان را آماده میکرد تا آخرین پیام الهی را درباره رهبری امت اسلامیکه سرنوشت اسلام و مسلمین را رقم خواهد زد ابلاغ نماید و پیوسته به مساله مهم ولایت و رهبری بعد از خود اشاره نموده و علیعلیه السلام را به عنوان بهترین فرد معرفی میکردند. تا اینکه وعده موعود فرا رسید و برای ابلاغ آخرین فرمان خداوند و اتمام رسالتخویش در هنگام برگشت از سفر حج در مکانی به نام غدیر خم، در بزرگترین اجتماع مسلمین در دوران پیامبری خویش به پا خواست و به فرمان خداوند، امام علیعلیه السلام و یازده معصوم از فرزندان او را به عنوام امام و رهبر مسلمین با جملاتی چون «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» که برگرفته از ولایتخداوند است، منصوب کرد.
متاسفانه بعد از رحلت پیامبر عظیم الشان اسلامصلی الله علیه وآله تهاجم بس گستردهای علیه ولایت امام علیعلیه السلام آغاز گردید و بزرگترین هجمهها علیه روایت غدیر بود، اما از آنجا که نتوانستند این پیام بزرگ و پرفروغ آسمانی را نادیده بگیرند، پیوسته به تفسیرهای ناصواب و به دور از منطق همچون تفسیر لفظ «مولا» به معنی نصرت و محبت و دوستی دست زدند تا شاید بتوانند این حدیث نورانی را تحریف کرده و کارهای توجیهناپذیر خویش را توجیه کنند.
هم اکنون به بیان شواهدی میپردازیم که به روشنی ثابت میکند که مقصود از «مولی» در حدیث غدیر، همان امامت و رهبری است.
شواهد
1 - فرازهای حدیثشریف غدیر
رسول خداصلی الله علیه وآله در روز غدیر خم فرمود:
الف - خدایی جز الله نیست، زیرا او به من اعلام فرموده است که اگر آنچه در حق علی بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرساندهام، و برای من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده است و خدا کفایت کننده و کریم است.
خداوند به من چنین وحی کرده است: «بسم الله الرحمن الرحیم ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت درباره علی بر تو نازل شده; یعنی خلافت علی بن ابیطالب را ابلاغ کن و اگر انجام ندهی، رسالت او را نرساندهای، و خداوند تو را از مردم حفظ میکند.» (4)
ای مردم! من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهی نکردهام و من سبب نزول این آیه را برای شما بیان میکنم: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام که او سلام است مرا مامور کرد که در این محل بپاخیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که: «ان علی بن ابی طالب اخی و وصیی و خلیفتی علی امتی والامام من بعدی; علی بن ابیطالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است.» نسبت او به من همانند هارون به موسی است جز این که پیامبری بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش میباشد و خداوند در این مورد آیهای از کتابش بر من نازل کرده است که: «صاحب اختیار شما، خدا و رسولش هستند و کسانی که ایمان آورده و نماز را بپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند.» (5) و علی بن ابیطالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عزوجل را قصد میکند. (6)
ب - ای مردم! از او (علیعلیه السلام) به سوی دیگری گمراه نشوید، و از او روی بر مگردانید و از ولایت او سرباز نزنید. اوست که به حق هدایت نموده و به آن عمل میکند، و باطل را ابطال نموده و از آن نهی مینماید، و در راه خدا سرزنش ملامت کنندهای او را مانع نمیشود.
ای مردم! او را فضیلت دهید که خدا او را فضیلت داده است، و او را قبول کنید که خداوند او را منصوب نموده است.
«معاشر الناس! انه امام من الله، ولن یتوب الله علی احد انکر ولایته و لن یغفر الله له ...;
ای مردم! او از طرف خداوند امام است و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبهاش را نمیپذیرد و او را نمیبخشد. حتمی استبر خداوند که با کسی که با او مخالفت نماید چنین کند و او را به عذابی شدید تا ابدیت و تا آخر روزگار معذب نماید. پس بپرهیزید از این که با او مخالفت کنید و گرفتار آتشی شوید که آتشگیره آن مردم و سنگها هستند و برای کافران آماده شده است.» (7)
ج - «الا ان جبرئیل خبرنی عن الله تعالی بذلک و یقول «من عادی علیا و لم یتوله فعلیه لعنتی; بدانید که جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و میگوید: «هرکس با علی دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد.»
د - «معاشر الناس ... من کنت مولاه فهذا علی مولاه، و هو علی بن ابی طالب اخی و وصیی و مولاته من الله عزوجل انزلها علی; ای مردم هر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار اوست واو علی بن ابی طالب، برادر و جانشین من است و ولایت او از جانب خداوند متعال است که بر من نازل کرده است.»
ه - «الا وقد بلغت، الا و قد اسمعت، الا و قد اوضحت، الا و ان الله عزوجل قال و انا قلت عن الله عزوجل، الا انه لا امیر المؤمنین غیر اخی هذا; بدانید من پیام خدا را رساندم، و وظیفه خود را ادا کردم، بدانید که من شنوانیدم، بدانید که من (مساله ولایت و امامت را) توضیح دادم و روشن نمودم، بدانید که خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عز وجل میگویم، بدانید که امیرالمؤمنین جز این برادرم علی نیست.»
و - «معاشر الناس! هذا علی اخی، و وصیی و واعی علمی، و خلیفتی فی امتی... انه خلیفة رسول الله و امیرالمؤمنین، والامام الهادی من الله...;
ای مردم! این علی برادر من، وصی من، جامع علم من و جانشینم در میان امتم میباشد... او خلیفه رسول خدا، امیرالمؤمنین و امام هدایت کننده از طرف خداوند است.»
ز - «معاشر الناس! انما اکمل الله عزوجل دینکم بامامته فمن لم یاتم به و بمن یقوم مقامه من ولدی من صلبه الی یوم القیامة، والعرض علی الله عزوجل، فاولئک الذین حبطت اعمالهم، و فی النار هم خالدون، لایخفف عنهم العذاب ولا هم ینظرون;
ای مردم! خداوند دین شما را با امامت او کامل نمود، پس هر کس به او و کسانی که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند (8) تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند اقتدا نکند، چنین کسانی اعمالشان در دنیا و آخرت از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود، عذاب از آنان تخفیف نمییابد و به آنان مهلت داده نمیشود.» (9)
2 - اقرار علمای اهل سنت
جمعی از علمای اهل سنتبا نقل روایات متعدد، مقصود از آیه شریفه (تبلیغ) و حکم موجود در آن را، معرفی ولایت علیعلیه السلام ذکر میکنند.
الف) عن ابی سعید الخدری قال: نزلت هذه الآیة: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک» علی رسول اللهصلی الله علیه وآله یوم غدیر خم فی علی بن ابی طالب;
از ابی سعید خدری روایتشده که گفت: آیه شریفه «یا ایها الرسول بلغ...» در روز غدیر خم بر پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در مورد علی بن ابی طالب نازل شده است.»
ب) عن ابن عباس فی قوله (تعالی): «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته، والله یعصمک من الناس ان الله لا یهدی القوم الکافرین» قال: نزلت فی علیعلیه السلام، امر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ان یبلغ فیه فاخذ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بید علیعلیه السلام فقال: من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه; (10)
از ابن عباس در مورد آیه شریفه «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک...» روایتشده است که گفت: در مورد علیعلیه السلام نازل شد. [خداوند در این آیه ]به پیامبرش فرمان داد که در مورد علیعلیه السلام تبلیغ نماید. پس پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله دست علیعلیه السلام را گرفت و فرمود: هر کس که من آقا و مولایش هستم، پس علی آقا و مولای اوست; خداوندا دوستان او را دوستبدار و دشمنان او را دشمن بدار.
این آیه دلیل بسیار روشنی استبر این که مقصود از «مولا» جز امامت و رهبری چیز دیگری نیست.
3 - اقرارگیری از مردم
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله در آغاز سخن، از مردم بر سه اصل مهم اسلامی اقرار گرفت و فرمود: «الستم تشهدون ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق؟»
هدف از این اقراگیری چیست؟ آیا جز این است که میخواهد ذهن مردم را آماده کند، تا مقام و موقعیتی را که بعدا برای علیعلیه السلام ثابت میکند، بسان اصول پیشین تلقی نمایند و بدانند که اقرار به ولایت و خلافت وی، در ردیف اصول سه گانهای است که همگی به آن اقرار و اعتراف دارند؟ اگر مقصود از مولی، دوست و ناصر باشد، در این صورت رابطه جملهها به هم خورده و کلام، بلاغت و استواری خود را از دست میدهد، زیرا:
یک: علیعلیه السلام منهای ولایت، یک فرد مسلمان برجسته بود که در جامعه آن روز پرورش یافته بود و لزوم دوستی با افراد با ایمان، تا چه رسد نسبتبه مؤمنی مانند علیعلیه السلام، چیز مخفی و پنهانی نبود که پیامبر آن را در اجتماع بزرگ اعلام بفرماید.
دو: این مساله این قدر هم اهمیت نداشت که در ردیف اصول سه گانه قرار گیرد.
4 - بیعت ابوبکر و عمر
طبق نقل علماء، مفسران و مورخان بزرگ اهل سنت، عمر و ابوبکر اولین کسانی بودند که بعد از خطبه پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله در غدیر خم برای معرفی امام علیعلیه السلام به عنوان وصی و امام بعد از خود، با علیعلیه السلام به عنوان امیرالمؤمنین و امام المسلمین با بیان جملاتی چون «بخ بخ یا علی اصبحت مولای و مولی کل مؤمن و مؤمنة» یا «هنیئا لک یا ابن ابی طالب اصبحت و امسیت مولی کل مؤمن و مؤمنة»; (11) «ای علی بر تو مبارک باد که امروز مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن گشتی» یا «گوارا باد بر تو [این ولایت و امامت] ای پسر ابیطالب که امروز مولای من و مولای هر مرد و زنی گشتی» بیعت کردند.
5 - شان نزول آیه اکمال دین
جمع زیادی از مفسرین و مورخین اهل سنت در کتابهای خود نقل کردهاند که بعد از اعلان ولایت و امامت امیرالمؤمنین علیعلیه السلام در روز غدیر خم و بیعت مسلمین با آن حضرت به عنوان امام و وصی بعد از پیامبرصلی الله علیه وآله، آیه شریفه «اکمال» (مائده/3) نازل شد.
وقتی که آیه «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا» بر پیامبرصلی الله علیه وآله نازل شد، حضرت فرمود: «الله اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمة و رضا الرب برسالتی و ولایة علی بن ابی طالب من بعدی (ثم قال) من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله; (12)
الله اکبر بر تکمیل شدن دین و اتمام نعمت پروردگار و خشنودی خداوند از رسالت من و ولایت علی بعد از من. هر کس من مولای او هستم، علی مولای اوست. خداوندا، آن کسی که او را دوست دارد دوستبدار، و آن کس که او را دشمن دارد، دشمن بدار، و هر کس او را یاری کند، یاری کن و هر کس او را خوار کند خوار گردان.»
آیا کمال دین و اتمام نعمت پروردگار به امامت و رهبری استیا به دوستی و محبت؟!
6 - تاج گذاری
پیامبرصلی الله علیه وآله در مراسم غدیر خم عمامه خود را که «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنینعلیه السلام قرار دادند و انتهای عمامه را بر دوش آن حضرت آویزان نمودند و فرمودند: «عمامه تاج عرب است.» خود امیرالمؤمنینعلیه السلام در این باره فرمود:
«عممنی رسول اللهصلی الله علیه وآله یوم غدیر خم بعمامة فدل طرفها علی منکبی و قال: ان الله ایدنی یوم بدر و حنین بملائکة معتمین بهذه العمامة; (13)
رسول خداصلی الله علیه وآله در روز غدیر خم عمامهای بر سرم بستند و یک طرفش را بر دوشم آویختند و فرمودند: خداوند در روز بدر و حنین، مرا به وسیله ملائکهای که چنین عمامهای بر سر داشتند یاری نمود.»
7 - معجزه و امضای الهی
حارث فهری به همراه دوازده نفر از اصحابش نزد پیامبرصلی الله علیه وآله آمده و گفت:
«ای محمد! سه سؤال از تو دارم: آیا شهادت به یگانگی خداوند و پیامبری خودت را از جانب پروردگارت آوردهای یا از پیش خود گفتی؟ آیا نماز و زکات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آوردهای یا از پیش خود گفتی؟ آیا درباره علی بن ابی طالب که گفتی «من کنت مولاه فعلی مولاه....» از جانب پروردگارت گفتی یا از پیش خود گفتی؟
حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند:
«خداوند به من وحی کرده است و واسطه بین من و خدا جبرئیل است و من اعلان کننده پیام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبری اعلان نمیکنم.»
حارث گفت: «خدایا، اگر آنچه محمد میگوید حق و از جانب توست، سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکی بر ما بفرست.»
و در روایت دیگر چنین است:
«خدایا، اگر محمد در آنچه میگوید صادق و راستگو است، شعلهای از آتش بر ما بفرست.»
همین که سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگی را از آسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد شد و از دبرش خارج گردید و همانجا او را هلاک کرد.
بعد از این جریان آیه «سال سائل بعذاب واقع، للکافرین لیس له دافع» (14) نازل شد. پیامبر به اصحابشان فرمودند: آیا دیدید و شنیدید؟ گفتند: آری. (15)
و با این معجزه، بر همگان مسلم شد که «غدیر» از منبع وحی سرچشمه گرفته و یک فرمان الهی است.
8 - شرایط بیان حدیث
هرگاه مقصود از بیان حدیث غدیر، مراتب دوستی علیعلیه السلام بود، دیگر لازم نبود که پیامبر اکرم در هوای گرم کاروان صدهزار نفری را از رفتن باز بدارد و مردم را در آن هوای گرم روی ریگها و سنگهای بیابان بنشاند و خطابه مفصل بخواند.
مگر قرآن با آیه شریفه «انما المؤمنون اخوة» (16) افراد جامعه با ایمان را برادر یکدیگر نخوانده بود؟
قرآن، در آیات زیادی افراد با ایمان را دوستیکدیگر معرفی کرده است. علیعلیه السلام نیز عضو همان جامعه با ایمان بود و دیگر نیازی نبود که پیامبر اکرم مستقلا درباره دوستی و مودت علیعلیه السلام داد سخن بدهد.
اینکه هدف از حدیث غدیر بیان مراتب دوستی و نصرت علیعلیه السلام بوده و مولی به معنی محب و ناصر است، یک نوع اشکالتراشی کودکانه است و از تعصبهای کور مایه میگیرد، بلکه به حکم قرائن پیشین و شواهد دیگری که با دقت در سراسر خطبه به دست میآید، کلمه مولی در حدیث غدیر یک معنی بیش ندارد، و آن اولی به تصرف است.
پینوشتها:
1) شعراء/ 214.
2) تاریخ طبری، محمد بن جریر، چاپ بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، 1879 م، ج 2، ص 64 - 66; مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 159.
3) طبری، همان، ج 2، ص 84; تاریخ ابن اثیر، ج 2، ص 65; سیره علوی، ج 2، ص 3; سیره ابن هشام، ج 2، ص 32.
4) مائده / 67.
5) مائده/ 55.
6) لا اله الا هو - لانه قد اعلمنی انی ان لم ابلغ ما انزل الی فی حق علی فما بلغت رسالته، فقد ضمن لی (تبارک و تعالی) العصمة من الناس و هو الله الکافی الکریم، فاوحی الی:
بسم الله الرحمن الرحیم یا ایها الرسول، بلغ ما انزل الیک من ربک فی علی، «یعنی فی الخلافة لعلی بن ابی طالب» و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمک من الناس.
معاشر الناس! ما قصرت فی تبلیغ ما انزل الله تعالی الی، و انا ابین لکم سبب هذه الآیة.
ان جبرئیلعلیه السلام هبط الی مرارا ثلاثا یامرنی عن السلام ربی و هو السلام ان اقوم فی هذا المشهد، فاعلم کل ابیض و اسود ان علی بن ابی طالب، اخی و وصیی و خلیفتی علی امتی و الامام من بعدی، الذی محله منی محل هارون من موسی، الا انه لا نبی بعدی، و هو ولیکم بعد الله و رسوله و قد انزل الله تبارک تعالی علی بذلک آیة من کتابه:
«انما ولیکم الله و رسوله و الذینیقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون» (مائده/ 55)
و علی بن ابی طالب الذی اقام الصلوة و اتی الزکوة و هو راکع یرید الله عز وجل فی کل حال.
7) معاشر الناس! لاتضلوا عنه ولا تنفروا منه، ولا تستنکفوا من ولایته، فهو الذی یهدی الی الحق و یعمل به، ویزهق الباطل و ینهی عنه، ولا تاخذه فی الله لومة لائم.
معاشر الناس فضلوه فقد فضله الله، واقبلوه فقد نصبه الله.
معاشر الناس! انه امام من الله،و لن یتوب الله علی احد انکر ولایته ولن یغفر الله له، حتما علی الله ان یفعل ذلک ممن خالف امره فیه و ان یعذبه عذابا نکرا، ابد الآباد و دهر الدهور.
فاحذروا ان تخالفوه فتصلوا نارا وقودها الناس والحجارة اعدت للکافرین.
8) اشاره به امامت ائمه معصومینعلیهم السلام از فرزندان امام علیعلیه السلام است.
9) علامه امینی، الغدیر، ج 1، ص 159. - الاحتجاج، ابی منصور احمد بن علی ابن ابیطالب الطبرسی، تحقیق ابراهیم بهادری، و محمدهادی به; با اشراف علامه جعفر سبحانی، (تهران، انتشارات اسوه، التابعة لمنظمة الاوقاف و الشؤون الخیریه، 1413 ه ق)، ج 1، صص 138 - 160.
تفسیر الصافی، محسن فیض کاشانی، (مشهد، دارالمرتضی للنشر بیتا) ج 2، صص 52 - 66.
ر.ک: واقعة الغدیر الکبری، محمد الدشتی و اسرار غدیر، محمدباقر انصاری.
10) تعداد زیادی از علما و مفسران اهل سنت میگویند: آیه تبلیغ در روز غدیر خم برای اعلان ولایت و امامت علیعلیه السلام نازل شده است:
جلال الدین عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی، تفسیر الدر المنثور فی التفسیر بالماثور، (بیروت، المکتبة الشعبیه)، ج 2، ص 327، ذیل آیه شریفه; فخرالدین محمد بن عمر بن الحسن، تفسیر مفاتیح الغیب، ج 12، ص 49، ذیل آیه شریفه; رشیدرضا الوهابی مذهبا، تفسیر المنار (بیروت، دار المعرفه، الطبعة الثانیه)، ج 6، ص 463، ذیل آیه شریفه; قاضی محمد بن علی الشوکانی الیمانی، تفسیر فتح القدیر، ج 3، ذیل آیه شریفه; سیدمحمود بن عبدالله الآلوسی البغدادی، تفسیر روح المعانی، ج 2، ذیل آیه شریفه; حافظ بن عساکر الشافعی، تاریخ الدمشق، شرح حال امیرالمؤمنین، ج 2، ص 86، ح 589; شیخ ابی الحسن علی بن احمد الواحدی النیسابوری، اسباب النزول (بیروت، دارالکتب العلمیة، 1400 ه ق)، ص 135; غیاث الدین بن همام الدین الحسینی المشتهر به خوان میر، حبیب السیر، طهران، مطبعة الحیدری، ج 2، ص 12; شیخ سلیمان قندوزی حنفی، ینابیع المودة، بیروت، (مؤسسة الاعلمی للمطبوعات)، ج 1، ص 119، باب 39; حافظ ابی القاسم عبیدالله بن عبدالله بن احمد الحسکانی، شواهد التنزیل، حققه و علق علیه الشیخ محمدباقر المحمودی، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، الطبعة الاولی، 1393، ج 1 ص 187، احادیثشماره 243، 244، 245، 247، 248، 192; حافظ احمد بن عبدالرحمان ابی بکر الفارسی الشیرازی، ما نزل القرآن فی علیعلیه السلام، ص 68; بدرالدین محمود الشهیر بابن العینی الحنفی، عمدة القاری فی شرح صحیح البخاری، ج 8، ص 584.
11) حافظ بن عساکر الشافعی، تاریخ الدمشق، شرح حال امیرالمؤمنینعلیه السلام، ج 2، ص 52 - 47 و ص 78 - 76، حادیثشماره 548، 549، 550، 551، 552، 579، 580; فخرالدین محمد بن عمر بن الحسین، التفسیر الکبیر، ج 12، ص 49، ذیل آیه «تبلیغ» (مائده/ 67); اسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی، البدایة و النهایة، ج 5، ص 212; شیخ سلیمان قندوزی حنفی، ینابیع المودة، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ج 1، ص 28 و 29; صدرالدین الحموینی الشافعی، فرائد السمطین، ج 1، ص 77، باب 13، ح 44 و ص 70، باب 12، ح 38; احمد بن محمد بن حنبل الشیبانی، المسند، ج 4، ص 281; حافظ عبدالرحمان بن علی بن محمد ابی الخرج ابن الجوزی، المناقب; ابی الفرید الموفق بن احمد خطیب خوارزمی، المناقب، ص 94; ابی الحسن علی بن محمد الحلائی المعروف به «ابن المغازلی الشافعی»، المناقب، ص 18 و 24; جلال الدین السیوطی الشافعی، الحاوی للفتاوی، ج 1، ص 122; محب الدین ابو جعفر احمد بن عبدالله الاذرعی، بدیع المعانی، ص 75; ابی القاسم عبیدالله بن عبدالله بن احمد الحسکانی، شواهد التنزیل، ج 1، ص 156، ح 210 و ص 158، ح 213; الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، ج 8، ص 290; ابن حجر العسقلانی، الصواعق المحرقه، ص 26; المتقی الهندی، کنز العمال، ج 6، ص 397; شیخ محمد حبیب الله بن عبدالله الشنقیطی المدنی المالکی، کفایة الطالب لمناقب علی بن ابی طالب، ص 28; جمال الدین محمد الزرندی، درر السمطین فی مناقب السبطین، ص 109; ابی المظفر یوسف بن قزاوغلی بن عبدالله البغدادی شمس الدین الملقب به سبط ابن الجوزی الحنبلی ثم الحنفی، تذکرة الخواص، بیروت، مؤسسه اهل البیتعلیهم السلام، 1401 ه ق، ص 37; ابی حامد محمد الغزالی، سر العالمین و کشف ما فی الدارین، ص 21; ابی عبدالله محمد بن عبدالباقی الزرقانی المالکی، شرح المواهب اللدنیة، ج 7، ص 13; محمدرشید رضا، تفسیر المنار، بیروت، دار المعرفة، الطبعة الثانیه، ج 6، ص 465، ذیل آیه شریفه «تبلیغ، مائده/ 71»; ابوالفداء اسماعیل بن کثیر، السیرة النبویة، ج 4، ص 417.
12) حافظ حسکانی، شواهد التنزیل، ج 1، ص 157، حدیث 211; محمد الحموینی، فرائد السمطین، ج 1، ص 74، ذیل آیه شریفه; البدایه و النهایه، ج 7، ص 347 و صفحات بعد از آن; حافظ بن عساکر الشافعی، ترجمة الامام علی بن ابیطالبعلیه السلام من مدینة الدمشق، ج 2، ص 85، ح 588; ابن المغازلی الشافعی، المناقب، ص 19; الیعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 35; الخطیب البغدادی، تاریخ بغداد، ج 8، ص 290; ابن الجوزی الحنفی، تذکرة الخواص، ص 37; السیوطی الشافعی، تفسیر درالمنثور، بیروت، المکتبة الشیعیة، ج 2، ص 251، ذیل ایه شریفه; شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، چاپ یک جلدی، ص 115; الخوارزمی الحنفی، المناقب، ص 80; الآلوسی، تفسیر روح المعانی، ج 6، ذیل آیه شریفه; الثعلبی، تفسیر الکشف و البیان، ذیل آیه شریفه; عبدالله الحنفی، ارجح المطالب، ص 568; الخوارزمی الحنفی، المقتل الحسین، قم، منشورات مکتبة المفید، ج 1، ص 47; عبدالله الشافعی، المناقب، ص 106.
13) محمد الجوینی، فرائد السمطین، ج 1، ص 76، باب 12، احادیثشماره 41، 42 و 43.
جوینی در روایتی دیگر نیز در این باره نقل میکند:
عن جعفر بن محمد قال: «حدثنی ابی، عن جدی ان رسول اللهصلی الله علیه وآله عمم علی بن ابی طالب صلوات الله علیه و آله عمامته السحاب فارخاها من بین یدیه و من خلفه ثم قال: اقبل، فاقبل ثم قال له: ادبر، فقال: هکذا جاءتنی الملائکة.»
14) معراج / 1.
15) این روایت را بسیاری از علمای اهل سنت در کتابهای خود نقل کردهاند که در ذیل به نمونههایی از آنها اشاره میکنیم:
ابی عبدالله محمد بن احمد الانصاری القرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1405، ج 18، ص 278، ذیل آیه شریفه; سبط بن الجوزی، تذکرة الخواص، ص 37; شواهد التنزیل، ج 2، ص 286، ح 1030; جمال الدین محمد الزرندی الحنفی، نظم درر السمطین، طهران، مکتبة نینوی الحدیثة، ص 93; ابی السعود محمد بن محمد العمادی، تفسیر ابی السعود، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج 8، ص 29، اول تفسیر سوره معارج; المناوی، فیض القدیر، شرح الجامع الصغیر، بیروت، دارالفکر، الطبعة الثانیه، 1391 ه ق، ج 6، ص 218، در تفسیر حدیث 9000; السیرة الحلبیة، ج 3، ص 337; نور الابصار، ص 78، الشبلنجی; شیخ سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، بیروت، مؤسسة الاعلمی المطبوعات، ج 2، ص 99، باب 58.
16) حجرات / 10.